< >
با خجالت سرمو پایین انداختم که ددی تهیونگ از جاش بلند شد و سمتم و اومد و پوشکمو در آورد و آروم دم گوشم گفتدستشویی نکردی؟نه آرومی گفتم که پوشک تمیز رو در آورد
پوشك – قسمت اول
آشغال… تنبل… الان نشونت ميدم… صبر كن… داشتم از ترس ميمردم باز هم حتما يك تنبيه سخت در انتظارم بود خانم اومدند و دستشون يك پوشك بچه سايز
بدترین تنبیهی که از بچگی تا الان داشتید؟ صفحه تبادل
هر دو ساعت هم میومد پوشکمو باز میکرد و ۵۰ بار با ترکه باسنم تنبیه بدنی می کرد بعد دوباره پوشک رو پر فلفل قرمز می کردو دو باره پام می کرد
فرسام به طرف کمد رفت و از تو ساک پودر بچه و پوشک دراورد برگشت و با د ی دن ایرا که هنوز رو ی تخت نشسته بود
___
ﺣﺮف ﻫﺎﯾﯽ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺑﺮام اس ام اس ﮐﺮده ﺑﻮد ﻧﻤﯿﺪوﻧﺴﺘﻢ ﺑﺎﯾﺪ ﭼﯿﮑﺎر ﮐﻨﻢ ﺗﻨﺒﯿﻪ ؟ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮدم و ﻟﺨﺖ ﺷﺪم و ﻓﻬﻤﯿﺪم ﭘﻮﺷﮏ ﭘﺎم ﺑﻮد اوﻣﺪ ﺳﻤﺘﻢ و ﭘﻮﺷﮑﻤﻮ ﺧﻮاﺳﺖ ﺑﺎز ﮐﻨﻪ
جقای یواشکی با یادش، تنبیه هاش که نمیکردم، دوبارم ویدیو دوبارم کامل اوم منظورت از پوشک اینکه توش میرینن و می شاشن؟! اره! تاحالا پوشکت کرده
_
با یاد آوری دراوردن پوشک روی سرم کوبیدمو سعی کردم با مظلوم نمایی دلشو بدست بیارم! هنوز از تنبیه قبلی که اونم بخاطر پوشک بود رد کبودیش یادگاری بود و
چوب و فلک
مرا به زور از پشت گرفتنم ، لخت مادرزادم کردند مرا به تخته چوب سفت بستن و اول معذرت میخوام ولی موهای بدنم را شیو کردن برای اولین بار که پوسته بدنم نازک بشه و بعد
یل نک چنل عاشقان رمان @ _
بستن پوشک اونو بلند کردم و بردمش تو اتاق ی که از قبل آماده کرده بود می براش و با باال تنه لخت از اتاق شکنجه خارج شد م دلم کمی مست ی یم خواست
بای بای پوشک
روزهای لاندا
ب
دیگه من رو برد بهم نشون داد چجوری کارش رو می کنه و اتفاقا اون روز هم بچه اسهال طور بود و صدبار مجبور بود بره دستشویی ولی خیلی اوکی بود شب هم بدون پوشک خوابید و
_
علی ایکس شات مخفیگاه مارکوس
پس با پوشک شدنت موافقي نيم نگاه شیطونی به کای کرد که چشماش با شنیدن حرفش چن سایز بزرگتر شد ،همينش مونده بود فقد ! اوا سهوني اون درختو ببین براي این که
خاطرات پوشک داستان زندگی من قسمت دوازده
وبلاگ شخصی پوشک عاشق
رمان اه بهشتم
خاطرات پوشک قسمت دوازدهم این داستان آغاز زندگی من مادرم بعد از مدتی آمد، در آن زمان بوی نامطبوعی تمام اتاق را فرا گرفته بود او در حالی که پوشک من را از
آوازه بخش نمایش آنلاین رمانهای سایت رمانکده
پی دی اف رمان زنم شو آوازه
برهان یم ان خنده گفت _ عوضش کن پاشو برو هی دوش بگ ری _ حتما ، منتظر دستور جناب بودم _ مگه من گفتم روت خرابکار ی کنه که بداخالق ی یم کن ی _ نه ول
< >
رمان زیر خواب ارباب
توی اتاقم نشسته بودم ددی تهیونگ برام یه پوشک بسته بود و یه دست لباس خیلی خوشگل کیوت تنم کرده بود بعد از تنبیه سخت پریشب کل دیروز رو باهاشون قهر بودم ولی
ان ارت در حیاطو بست و به سمت خونه رفت همه جا سکوت و
رمان سینمو کبود کرد
پسر به خاطر کار اشتباهی که انجام داده بود به دست پدرش تنبیه شد زمانی که باباش باسن لختشو اسپن ک میکرد ارسام به این فکر میکرد که احتماال این تنبیه خالی از
_ عاشیل _ فروردین ۱۳۹۹
رمان قناری زبون بسته نی نی سایت
ددیخوب کوچولو امیداوارم این تنبیه برات درس عبرتی باشه که دیگه از این کارای بد نکنی باشه؟ منبوشه ددی با لحن تندی گفتنشنیدم؟؟؟ منچشم ددیقربون چشای خوشگلت
پوشك – قسمت دوم
پی دی اف رمان کوچولوی شهوتی فصل ۲
يك سگ بي ارزش و نجس هستم از روز جمعه تا حالا پوشك هستم و فقط براي حمام رفتن اجازه دارم پوشك رو باز كنم ديگه بهش عادت كردم و توي پوشكم جيش
بریدن آلت زنانه ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
گوسفند منه پی دی اف ب
بریدن آلت زنانه به انگلیسی ، همچنین شناخته شده به ختنه زنان، ناقصسازی جنسی زنان و مثله کردن جنسی زنان، بر اساس تقسیمبندی سازمان
پوشک گرفتن با شرایط عجیبببب !!!!! تبادل نظر
کشکول شیخ بهایی دیدن جنیان
از یک روز صبح که بیدار شد پوشک رو باز کن و هر یک ربع ببرش جیش اگر نکرد اصرار نکن خودشو خیس کرد دعواش نکن اگر بادکنک دوست داره براش بخر بعد
لیتل گرل هستم ددی یا مامی میخوام
مشاوره آنلاین
دانلود برنامه دیبا مووی مشاوره آنلاین لیتل
حدود یکی دو ساله میشه که رسما شدم مادر کسی که ۲۷ سال ازم کوچیکتره اسمش آینازه و خواهرشوهرمه ۱۶ سالشه دوست داره زورش کنم اتاقشو جمع کنه یا
:: برچسبها:
رمان ,
تنبیه ,
پوشک ,
رمان تنبیه پوشک ,
:: بازدید از این مطلب : 1
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0