رمان کیرمو خورد

سلام!


به سایت ما خوش آمدید

نوشته شده توسط : نازنین
از من متنفر نباش.
.3.
خورد. و. من. ترجیح. می. دم. بمیرم. تا. بخوام. به. ناپدری. جدیدم. تکیه. کنم … یا. پولی. که کیرمو. می. کشم. بیرون . چشماشو. محکم. می. بنده. “. هر. چی. تو. بخوای.
ارباب سنگی 2 - اینفو

دلم هر ی ریخت! گردنمو ناخودآگاه از هرم نفس های گرم ارباب کج کردمو چشمامو از روی خجالت روی هم فشار میدادم وقتی لب ارباب به گردنم خورد مثل برق گرفته ها سرمو کشیدم 
.
.
19, 1399 — کیرمو خورد بعد تکیه داده بود ب دیوار پاشو دراز کرده بود دستشم رو کیرش بازی میداد منم ک کیرشو دیدم یهو دلم خواست بره تو کونم قبل اون با چیزای 
آزار دیده‌ام - 3228
دیدبان آزار
.
خیلی شلوغ بود کسی متوجهش نمی شد. بعد شروع کرد عقب و جلو کردن خودش. منم خیلی شوکه شده بودم. با هزار بدبختی خودمو چند سانتی متر جا به جا کردم، اونم همراهم اومد، 
2 - 6 بطری مشروب
14470
فشار سر بطری اونقدر زیاد بود که به نقطه حساسم برخورد میکرد و برمیگشت. میتونستم سخت شدن دیکم رو که با فشارم روی میز تا حدی پرس شده بود و درد میکرد حس کنم. اونقدر 
رمان ارباب یا برده؟مخفیانه دالرام.م نویسنده
. __
خورد . رفتم. اون. سمتم. و. برده. ام. همراهم. اومد . نمیخواستم. مثل. دختر. بچه. ها. دنبال. دوست. بگردم . اینجا. دوست. پیدا. کردن. چیز. مسخره .ایه. برده. ام. پام.
.
1 1 زنان-
· 56 — در برهه ای از. زندگانیش زنان ، بیش از هر چیز حاوی جزئیات زندگی یک جامعه است . این درست است که بوکوفسکی در. زنان نیز چون. دیگر رمان هایش ، خود را محور اصلی 
._ _ @
.
ازصبح. تاشب. توخونه. یم. شستم. مو. ی. پختم. و. لباسا. ی. خواهرم. که. بااختالف. دوسال. ازم. کوچ. ی. کتر. بود. ۱۹. سالش. بود. باو. دی. اتو. یم. کش. دمی. لیخ. ی.

ب میتونه کیرمو تو خودش جا بده. , , , . اگه جنده. خفنی هستی، دستاتو ببر باال. '  
راست شدن آلت دوست پسرم - پرسش 151329
دکتر محمد جباری
.
12, 1398 — سلام آقای دکتر من ۱۷ سالمه و دوست پسرم که خانواده هامون از دوستی ما خبر دارم و نشون همدیگه شدیم ۱۹ سالشه چند وقته وقتی بغلم میکنه و لب گرفتن 
الجزایر-.
علیرضا نوربخش
-. 201505
اکثر رمان های او احضار و واسازی شاهکارهای ادبیات است. دن. کیشوت، اورفه، دراکوال. همچنان که نویسندگان بزرگ نیز بخش مهمی. از بدنه ی رمان های او را تشکیل می دهند 
ارباب سنگی 1 - اینفو

28, 1401 — ممم بو ی خیلی خوبی میدی! هرم نفساش که میخورد به گردم قلقلکم میومدو دائما خودمو جمع میکردم با دست صورتمو مقابل صورتش قرار دادو گفت _راجب امروز 
آبروریزی هاتو بگو جلوی دیگرانی خاطره حمومی دارم دلم
9, 1397 — ما ی همسایه داشتیم پسره بیچاره مشکل ذهنی داشت. تابستون بود مامانم اینا دم در میشستن ، من و زنداداشم حموم بودیم رفته بودیم منو کیسه بکشه یعنی 
شوفر جذاب من الهه.ا
.3.
رارکای بابا مویم داشددددت رو خدا. میدو کددددت کم بدددده. رس گبم اون رارخونه و رار بود. و ا دارم رفتم و بداسددددددددددم رو بدا بدا خواب و کبدم و.
1,273
@_ دوﺳﺘﺎن ﺣﺘﻤﺎ در ﮐﺎﻧﺎل روﺑﺮو ﻋﻀﻮ ﺑﺸﯿﺪ @
. 3
درباره. تقه. ای. به. در. خورد. آو. قا. فرزاد. گفت. -. می. خوام. بیام. تو. سوگند. خانم در. آ. روم. باز. شد. و. من. همچنان. خشکم. زده.
کیرمو ‎ کیرمو
دلبر و پادشاه جن.
.
1 3
شاید من اون دختری نبودم که کالرا می خواست باشم. این. من بودم، پیش پادشاه جن ها، و نمی خواستم متوقف بشه. ده. سال گذشته رو پادشاه جن ها. توی غارهاش پنهون شده.

کیرمو تو ‫مشتم گرفتم‪ ،‬نگاهش میکنم که چطور دنبال لذته‪.‬‬ ‫لذتی که میخواد از یه غریبه بگیره‪.‬‬ ‫کیرمو ول میکنم و تایپ میکنم‪ ،‬چون حاضر نیستم بیام مگه‬ 
بپا منحرف نشی - صدای منحرفان
10, 1403 — منم داشت ابم میومد ودیگه برای ساک زدن کیرش نمیتونستم جلوی خودمو بگیرم. خب تموم پارت بعدی هم به زودی میاددد.
5# - رمان ماکانی دلبرک ارباب -
13
یکم مزه مزه کرد و همشو خورد. یهو صورتش رفت تو هم و گفت. ×ایییش. کاسه رو ازش گرفتم و گذاشتم رو میز. دوباره سرفش گرفت و حالش بهم خورد. وای خدایا چیکار کنم . رفتم 
طاهر جام برسنگ هردمبیلستان صفحهٔ 11 - .
26, 1392 — نویسنده قدیر غمناک باچشمهای خسته و گمشده ذغال اخته میخورد. حاشیه با چشمهایش میخورد؟؟ نویسنده بعد از شام، صادق و بهجت لب پنجره کوچه نشسته 




:: برچسب‌ها: رمان , کیرمو , خورد , رمان کیرمو خورد ,
:: بازدید از این مطلب : 1
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه شنبه 9 دی 1404 | نظرات ()
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


نام
آدرس ایمیل
وب سایت/بلاگ
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

آپلود عکس دلخواه: